تبليغاتX
وب نوشت شخصی کمدین
وب نوشت شخصی کمدین
ديوانگی بشر آنچنان ضروری است که ديوانه نبودن خود شکل ديگری از ديوانگی است.
دیالوگ وب :
تقصیر ما نیست که بر روی حرفهایمان نمی مانیم ما بر زمینی زندگی می کنیم که روزی دو بار خودش را دور میزند

کاش کودکی... - [ هرزنامه ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 23:58
داغ کن - کلوب دات کام



می خواهم
برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که :
پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود
بدتـرین دشمنانم، خواهرهای خودم بودند
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود... 


برچسب‌ها: کودکی, هرزنامه
یاد یاس - [ مناسبت ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 17:44
داغ کن - کلوب دات کام



وصف مظلومیتت را سکوت تاریخ هم یارای بیان نیست

بانو شهادتت گوارای وجود!!!...



برچسب‌ها: یاس, یاد یاس, فاطمیه, شهادت, فاطمه زهرا
- [ اخبار وب ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 16:49
داغ کن - کلوب دات کام

با عرض پوزش به دلیل قطعی کوتاه مدت پست ها

درحال تبدیل شدن به یک وبسایت کامل هستیم

تا چندی دیگر درخدمت شما خواهیم بود


یادمان باشد... - [ شعر ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 8:5
داغ کن - کلوب دات کام



یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد
طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم
یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست
به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم
یادمان باشد که در این بهر دو رنگی و ریا
دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم
یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست
دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم
یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم
طلب سوختن بال و پر کس نکنیم

یادمان باشد ازامروزجفایی نکنیم

گرکه درخویش شکستیم صدایی نکنیم
خودبسازیم به هردرد که ازدوست رسد
بهربهبود ولی فکردوایی نکنیم
جای پرداخت به خودبردگران اندیشیم
شکوه ازغیرخطاهست خطایی نکنیم
وبه هنگام عبادت سرسجاده ی عشق
جزبرای دل محبوب دعایی نکنیم
یاورخویش بدانیم خدایاران را
جزبه یاران خدادوست وفایی نکنیم

گله هرگزنبود شیوه ی دلسوختگان

با غم خویش بسازیم وشفایی نکنیم
یادمان باشداگرشاخه گلی راچیدیم
وقت پرپرشدنش سازونوایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

دوستداری نبود بندگی غیر خدا
بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم

مهربانی صفت بارزعشاق خداست

یادمان باشد ازینکار ابایی نکنیم
ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟
یاد من هست، طلب عشق ز هر کس نکنم
گو تو آخر که نه انصاف و نه عدل است و نه داد
دل دیوانه من بهر که افتاده به خاک
این همه گفتم و گفتم که رسم آخر کار
به تو ای عشق ، تو ای یار ، به تو ای بهر نیاز
یاد من هست که د یگر دل من تنها نیست
یاد من هست که دیگر دل تو مال من است

یاد من هست که باشم همه عمر بهر تو پاک

یاد تو باشم و هر دم بکنم راز و نیاز
یاد تو باشد از این پس من و تو ما شده ایم
هر دو عاشق دو پرستو دو مسافر شده ایم


برچسب‌ها: یادمان باشد, عشق, هرزنامه, شعر
نفس باد صبا - [ شعر ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 7:52
داغ کن - کلوب دات کام



    نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد        
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد    
    ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد        
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد   
    این تطاول که کشید از غم هجران بلبل        
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد   
    گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر        
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد   
    ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی        
مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد   
    ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید        
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد   
    گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت        
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد   
    مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود        
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد   
    حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود        
قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد   


برچسب‌ها: عید, نوروز, سال 91, نفس باد صبا, سال جدید
صفر - [ هرزنامه ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 15:55
داغ کن - کلوب دات کام



صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم!


استاد حسین پناهی


برچسب‌ها: صفر, تلفن, حسین پناهی, جملات پرمعنا
این کجا و آن کجا - [ هرزنامه ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 8:49
داغ کن - کلوب دات کام



کارگر در زیر کار و دخترک در زیر یار هردو مینالند اما این کجا و آن کجا

یک منار در اصفهان و یک منار زیر پتو، هر دو جنبانند اما این کجا و آن کجا

دختر دروازه غار و دختر دریا کنار هردو عریانند اما این کجا و آن کجا

نو عروس در حجله و جنگجو در کاروزار، هردو خونینند اما این کجا و آن کجا

بند تنبان فاطی و کرست زی زی خانوم، هردو چسبانند اما این کجا و آن کجا

نیزه داران در مصاف و بیضه داران در لحاف، هردو در رزمند اما این کجا و آن کجا

خشت سازان در بیابان، عشقبازان در اتاق، هر دو میمالند اما این کجا و آن کجا

چرخ و دنده زیر ماشین، مردوزن زیر لحاف، هر دو در گیرند اما این کجا و آن کجا

میترا با روژ لب، مش حسن با ماله اش، هردو میمالند اما این کجا و آن کجا

بوسه های دلبر و نقل و نبات و با قلوا، هردو شیرینند اما این کجا و آن کجا

دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه، هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا

چکمه خانم شهین و چکمه شمر لعین، هردو از چرمند اما این کجا و آن کجا

شکر مازندران و شکر هندوستان، هردو شیرینند اما این کجا و آن کجا

بچه در قنداق و آخوند در وطن هردو می رینند اما این کجا و آن کجا

ایرج میرزا


برچسب‌ها: این کجا و آن کجا, ایرج میرزا, شعر, طنز, ادبیات
سوز عشق - [ هرزنامه ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 5:33
داغ کن - کلوب دات کام



باز شمع دلم سوسو می زند انگار
تکرار نیست،عشق مرکب شده اینبار

باز شوق نیازم سوی لیلیست
عمق احساسم، پر تجلیست

باز عشق است محفل راز
باز اشک است سهم دلباز

نقل فریاد هایی بی سکوت است
اوج احساس و تلاطم با رکود است

دوباره دست گرم نازنین است
دوباره وصف پرواز از زمین است

دوباره نقل آه و حسرت و اشک
دوباره نقل آب و تشنه و مشک

دوباره ساز پروازم به راه است
زمینم پر تجسم، سرابم عشق و آه است

دوباره برق چشمانم پر نور
دوباره طعم دلدارم ته دور

دوباره شوق پرواز، بوی رسیدن
دوباره طعم عشق و احساس چشیدن

دوباره سکوتی بی نهایت
دوباره شوق عشق و شوق عادت

دوباره لحن زیبای تجسم
عاشق دیوانه از چشمان مردم

لب لیلی و خواب وخیالات
دلم، دلداده برده از کمالات

دوباره بی نهایت را هیچ دیدن
دوباره سوز عاشق را شنیدن

دوباره شب اشک و شب ماه
دوباره وصف لیلی،،، سوز یک آه

الیاس صاحبکاران "زمستان 90"


برچسب‌ها: سوز عشق, عشق, عاشقی, معشوق, الیاس صاحبکاران
خسته از تکرار - [ هرزنامه ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 6:12
داغ کن - کلوب دات کام



خسته از تکرارهای بی بدیع
خسته از جلادهای چون پری

خسته از دنیای بی رحم و زمان
خسته از فریادهایی بی امان

خسته از پرواز بی پر گشته ام
خسته از دلدار و دلبر گشته ام

خسته ام، خسته از کوی تجلی
خسته ام، خسته از مجنون و لیلی

خسته از خود، از همه
از صدا،از سکوت و همهمه

خسته از اشک های بی کران
خسته از افسوس های دیگران

خسته از دردم، تو تکرارم نکن
خواب ناز نیست این، بیدارم مکن

تشنه عشق نیستم، نازم مکن
آواز نیست این، دیگر، سازم مکن

خسته از حمد و تیمم، از سجود
خسته  از احساس های بی وجود

خسته ام، خسته تر از هر خسته ای
بی پناه و عاصی از هر دل بستگی

الیاس صاحبکاران


برچسب‌ها: خسته ام, تکرار, عشق, غم, دکتر کمدین
روز مهندس - [ مناسبت ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 20:15
داغ کن - کلوب دات کام



پنجم اسفندماه، روز مهندس بر تمامی مهندسان جامعه، و بر تمامی دانشجویان مهندسی، مخصوصاً مهندسی عمران (شبیه خودم) مبارک و فرخنده باد.

برچسب‌ها: روز مهندس, مهندس, عمران, پنج اسفند, دکتر کمدین
شوخی خرکی - [ طنزنامه ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 14:49
داغ کن - کلوب دات کام




از بدو شروع تاریخ بشریت و از همان هنگام که آدمی از بهشت برین طرد گشت، مدلی از شوخی ها به عرصه هستی پای گذاشتند که از آنها با عنوان شوخی خرکی یاد می نمایند.
اینکه آیا خداوند روزگار و فرشتگان نیز یک چنین شوخی هایی می کردند مفهوم و قابل تشخیص نیست ولی به جد می توان اولین شوخی خرکی تاریخ بشریت را همان قضیه درخت دانش و گندم و آدم و حوا نام برد که شیطان رجیم(به معنای واقع) با حضرت آدمی نمودند. بسیاری از تاریخ دانان و ادبیات دانان جهان متفق القول این شوخی را خرکی ترین شوخی عالم کائنات دانسته اند مگر اینکه قضیه شوخی خرکی خداوند و فرشتگان نیز موجود بوده باشد و آنان بتوانند با ارائه مدارک مستحکم و قابل قبول کرسی اولی را از آن خود نمایند. البته با توجه به عمق شوخی خرکی شیطان بعید می دانیم که کس دیگری بتواند یک چنین جایگاهی را از آن خود کند.
حال آنکه ماهیت شوخی خرکی چیست، مبحثی است که در ادامه به آن می پردازیم:
شوخی خرکی نوعی از شوخی می باشد که آدمی در آن بدون داشتن هیچگونه قصد قبلی و فقط برای ابراز اردات و دوستی آن را نسبت به شخص دیگری (در موقعیت های نادری نسبت به خود) به مرحله اجرا در می آورد. اینگونه شوخی ها همواره همراه با فریاد های مکرر شوخی کننده و شوخی شونده (آن کس که مورد شوخی قرار می گیرد) می باشند، البته فریاد های شخص شوخی کننده در اغلب اوقات از روی هیجان و شادی و فریادهای شخص دیگر از روی دردها و سوزش های بسیار زیاد می باشد.
شواهد نشان می دهد که بعضی از شوخی های فیزیکی نیز در زمره شوخی های خرکی قرار می گیرند که در این نوع شوخی ها هرچه نسبت شوخی کننده با شوخی شونده بیشتر باشد نوع درجه خرکی گری شوخی نیز افزایش داشته و حاوی کیف و حال بیشتری است.
اینگونه شوخی های همواره با احساس درد، صدای شکستن دندان، صدای شکستن استخوان، صدای شکستن جسمی که خورده تو سر شوخی شونده، احساس سوختگی، پارگی، سوراخیدگی(یعنی سوراخ شدن) و خیلی از احساس های دیگر همراه می باشند که در نوع خود وجود این همه احساسات قابل توجه و تقدیر می باشد.
البته نباید فراموش کرد در موارد نادری احساس پشیمانی نیز به این دسته از احساس ها اضافه می گردد که مربوط به شوخی کننده می باشد و زیاد به شوخی شونده ربطی ندارد. باز هم ذکر می کنم اینگونه موارد نادر بوده و در مباحثات علمی این رشته جایی ندارند.
شوخی خرکی بسته به نوع محیط و یا شهرها و کشورها و همچنین بازه های زمانی خاص دارای تغییرات خاص و در مواردی، بسیار آشاکارا می باشد. به طور مثال اوج شوخی خرکی در شهری همچون تهران مساوی با آتش زدن قسمتی از موی شخص شوخی شونده و یا زدن سیلی متوسطی به صورت او می باشد، ولی در شهرهای کوچک تر، موارد آتش زدن شلوار و پیراهن و زدن با سگگ کمربند، پرتاب گلدان 15 کیلویی به سمت شوخی شونده، حمله با بیل به سوی این شخص، دادن خبر فوت دروغی فامیل درجه یک و ... نیز مشاهده شده.
همچنین در شهرهایی از اقلیت لر و کرد نیز نوعی از شوخی های خرکی را شاهد هستیم که دیگر از حد خرکی گذر کرده اند، به طور مثال در بیشتر شوخی های خرکی لری آجر و در اغلب شوخی های خرکی کردی کلاشینکف و ژه سه به وضوح قابل مشاهده می باشد. کف اینگونه شوخی ها نیز دیگر با وسالی همچون شمشیر و قمه 50 سانتی هواکش و شیشه نوشابه (البته به همراه جعبه 67 تایی آن) مشخص می گردند. البته این کف فقط در اقلیت های مذکور مشاهده می گردد.
از خرکی ترین گونه شوخی ها نیز آن است که دو اقلیت مذکور در بالا بر سر یکدیگر درآورند که همواره به جنگی به مثال سری جنگ جهانی تبدیل شده و بسته به اینکه سلاح اولیه استفاده شده در شوخی خرکی چه بوده باشد، ادوات نظامی در این جنگ تعیین می گردند. به عنوان مثال اگر شوخی خرکی با شیشه نوشابه (به صورت فوق الذکر) بوده باشد، جنگ بعدی که از پی آن شوخی در می گیرد حاوی تعداد بالای شیشه نوشابه، جعبه نوشابه، شیشه دلستر، شیشه نوشابه خانواده 1.5 و 2.2 لیتری که حاوی خاک و شن بوده و در تمامی موارد آجر (کرد سلاحش را زمین می گذارد ولی لر، آجرش را هرگز) می باشد.
لازم به ذکر می باشد که در دنیا رکوردهایی به عنوان برتین شوخی های خرکی در رنکینگ های رسمی به ثبت رسیده اند که شوخی های اقلیت های فوق الذکر به دلیل بار خرکی گری بسیار زیاد در این رکوردها جایی ندارند.
توصیه اکید اینجانب به شوخی کنندگان و شوخی شوندگان اینست که اگر شوخی کنندگان می خواهند دست به این شوخی ها بزنند حتماً پای اتفاقات ناخوشایند بعد از آن (حضور پدر شخص شوخی شونده در خانه، مشت و لگد نثاری از سوی پدر و مادر، هزینه بیمارستان، دیه دادگاه، فحش های رکیک شوخی شونده در هنگام شوخی و ...) بایستند، شوخی شوندگان نیز باید سعی نمایند در طول شوخی آسیب کمتری دیده و پس از شوخی بجای رجوع به پدر و مادر و یا مراجع قضایی سعی در تلافی نمودن شوخی به همان روش خرکی داشته باشند، تا علاوه بر به بار نیامدن مشکلات زیاد و درگیری های خانوادگی و قضایی بیشتر، فرهنگ پاک و مقدس اینگونه شوخی نیز از میان نرود.




برچسب‌ها: شوخی, شوخی خرکی, شوخی شهرستانی, شوخی بی شوخی
سبک بالان خرامیدند و رفتند - [ شعر ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 22:46
داغ کن - کلوب دات کام



سبک بالان خرامیدند و رفتند
مرا بیچاره نامیدند و رفتند
سواران لحظه ای تمکین نکردند
ترحم بر من مسکین نکردند
سواران از سر نئشم گذشتند
فغان ها کردم، اما برنگشتند
اسیر و زخمی و بی دست و پا من
رفیقان، این چه سودا بود با من؟
رفیقان، رسم هم دردی کجا رفت؟
جوان مردان، جوان مردی کجا رفت؟
مرا این پشت، مگذارید بی پاک
گناهم چیست، پایم بود در خاک
اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر قبض و بست روح بودم
در باغ شهادت را نبندید
به ما بیچارگان زان سو نخندید
رفیقانم دعا کردند و رفتند
مرا زخمی رها کردند و رفتند
رها کردند در زندان بمانم
دعا کردند سرگردان بمانم

شهادت نردبان آسمان بود  
شهادت آسمان را نردبان بود
چرا برداشتند این نردبان را؟ 
چرا بستند راه آسمان را؟
مرا پایی به دست نردبان بود
مرا دستی به بام آسمان بود
تو بالا رفته ای من در زمینم 
برادر، روسیاهم، شرمگینم
مرا اسب سپیدی بود روزی
شهادت را امیدی بود روزی
در این اطراف، دوش ای دل تو بودی! 
نگهبان دیشب، ای غافل تو بودی!
بگو اسب سپیدم را که دزدید
امیدم را، امیدم راکه دزدید
مرا اسب چموشی بود روزی 
شهادت می فروشی بود روزی
شبی چون باد بر یالش خزیدم   
به سوی خانه ی ساقی دویدم
چهل شب راه را بی وقفه راندم   
چهل تسبیح ساقی نامه خواندم
ببین ای دل، چقدر این قصر زیباست
گمانم خانه ی ساقی همین جاست
دلم تا دست بر دامان در زد
دو دستی سنگ شیون را به سر زد
امیدم مشت نومیدی به در کوفت
نگاهم قفل در، میخ قدر کوفت
چه درد است این که در فصل اقاقی
به روی عاشقان در بسته ساقی
بر این در،‌ وای من قفلی لجوج است
بجوش ای اشک هنگام خروج است
در میخانه را گیرم که بستند
کلیدش را چرا یا رب شکستند؟!
دعا کردند در زندان بمانم
دعا کردند سرگردان بمانم
من آخر طاقت ماندن ندارم
خدایا تاب جان کندن ندارم
دلم تا چند یا رب خسته باشد؟ 
در لطف تو تا کی بسته باشد؟
بیا باز امشب ای دل در بکوبیم
بیا این بار محکم تر بکوبیم

مکوب ای دل به تلخی دست بر دست
در این قصر بلور آخر کسی هست
بکوب ای دل که این جا قصر نور است
بکوب ای دل مرا شرم حضور است
بکوب ای دل که غفار است یارم
من از کوبیدن در شرم دارم
بکوب ای دل که جای شک و ظن نیست
مرا هر چند روی در زدن نیست
کریمان گر چه ستار العیوب اند
گدایانی که محبوب اند خوب اند
بکوب ای دل،‌ مشو نومید از این در
بکوب ای دل هزاران بار دیگر
دلا! پیش آی تا داغت بگویم
به گوشت، قصه ای شیرین بگویم
برون آیی اگر از حفره ی ناز
به رویت می گشایم سفره ی راز
نمی دانم بگویم یا نگویم
دلا! بگذار، تا حالا نگویم
ببخش ای خوب امشب، ناتوانم
خطا در رفته از دست زبانم
لطیفا رحمت آور، من ضعیفم
قوی تر ازمن است، امشب حریفم
شبی ترک محبت گفته بودم
میان دره ی شب خفته بودم
نی ام از ناله ی شیرین تهی بود
سرم بر خاک طاقت سر نمی سود
زبانم حرف با حرفی نمی زد
سکوتم ظرف بر ظرفی نمی زد
نگاهم خال، در جایی نمی کوفت
به چشمم اشک غم، تایی نمی کوفت
دلم در سینه قفلی بود، محکم
کلیدش بود، دریاچه ی غم
امیدم، گرد امیدی نمی گشت
شبم دنبال خورشیدی نمی گشت
حبیبم قاصدی از پی فرستاد
پیامی با بلوری می فرستاد
که می دانم تو را شرم حضور است
مشو نومید، این جا قصر نور است
الا! ای عاشق اندوه گینم
نمی خواهم تو را غمگین ببینم
اگر آه تو از جنس نیاز است   
در باغ شهادت باز، باز است
نمی دانم که در سر، این چه سودا است!  
همین اندازه می دانم که زیبا است
خداوندا چه درد است این چه درد است
که فولاد دلم را آب کرده است
مرا ای دوست، شرم بندگی کشت
چه لطف است این، مرا شرمندگی کشت


یادبود شهید مرتضی خورشاهیان


دانلود فایل صوتی سبک بالان:    سرور 1  ll  سرور2  ll  سرور 3

---------------------------------------------------------

پسورد فایل:  www.taksarneshin.ir



برچسب‌ها: شهادت, شهید, سبک بالان, شهید مرتضی خورشاهیان
خسته ام - [ هرزنامه ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 16:21
داغ کن - کلوب دات کام



                           از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار، خسته ام                           

                            دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار، خسته ام                           

                            دل خسته سوی خانه، تن خسته می کشم
آخ ... کزین حصار دل آزار، خسته ام                           

                            بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار، خسته ام                           

                            از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار، خسته ام                           

                            تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار، خسته ام                           

محمد علی بهمنی


برچسب‌ها: خسته ام, غم, تکرار, دکتر کمدین



آهنگ بسیار زیبا و سوزناک فرامرز اصلانی با نام "اگه یه روز" که جزو قشنگ ترین و زیباترین آهنگ هایی هستش که تا حالا خونده شده. می تونید این آهنگ رو از لینک های زیر دریافت کنید، متن آهنگ هم مثل همیشه قرار داده شد. امیدوارم لذت ببرید.

دانلود آهنگ اگه یه روز:    سرور 1  ll  سرور 2  ll  سرور 3

---------------------------------------------------------

پسورد فایل:  www.doctorcomedian.ir


متن آهنگ اگه یه روز:

اگه یه روز بری سفر، بری ز پیشم بی خبر
اسیر رویا ها می شم، دوباره باز تنها میشم

به شب میگم پیشم بمونه،ب ه باد میگم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری، چرا میری تنها میذاری؟

اگه فراموشم کنی،ترک آغوشم کنی
پرنده دریا میشم،تو چنگ موج رها میشم

به دل میگم خاموش بمونه، میرم که هرکسی بدونه
میرم به سوی اون دیاری، که توش منو تنها نذاری

اگه یه روزی نوم تو، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد، که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه، بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم، که باز برات آواز بخونم

اگه بازم دلت میخواد یار یکدیگر باشیم
مثال ایوم قدیم بشینیم و سحر پاشیم

باید دلت رنگی بگیره دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری که توش منو تنها نذاری

اگه میخوای پیشم بمونی، بیا تا باقی جوونی
بیا تا پوست استخونه، نذار دلم تنها بمونه

بذار شبم رنگی بگیره، دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری، که توش منو تنها نذاری

اگه یه روزی نوم تو، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد، که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه، بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم، که باز برات آواز بخونم

اگه یه روزی نوم تو باز، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد، که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه، بذاره دردت جا به جا شه
بره توی تموم جونم، که باز برات آواز بخونم



برچسب‌ها: اگه یه روز, فرامرز اصلانی, عشق, دانلود آهنگ, غم
تو که نیستی... - [ هرزنامه ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 0:22
داغ کن - کلوب دات کام



توکه نیستی تا ببینی ، گریه های هر شب من

 بی حضور عاشق تو  ، چه عجیبه گریه کردن

 تو که نیستی تا ببینی  ،  دل آسمون شکسته

 جاده تا صبح قیامت ، من و این پاهای خسته

 با عبور هر ستاره ، روح سبز تو رو دیدم

 زیر قطره های بارون ، صدای پا تو شنیدم



برچسب‌ها: شعر, عشق, درد, تنهایی, شادمهر
صدای عشق - [ هرزنامه ]
ارسال شده توسط دکتر کمدین در ساعت 22:36
داغ کن - کلوب دات کام


صدای عشق های امروزی صدای شکستن فاصله ها نیست

صدای نفس های عاشقانه نیست

صدای خسته گیتار نیست

صدای فنر تخت خواب است... .


برچسب‌ها: عشق, صدای عشق, دروغ, گیتار, هرزنامه
آخرین مطالب ارسالی